نيچک
يعني شکوفه

انجمن صنفي روزنامه نگاران را حفظ کنيم

در سالهای گذشته همواره نسبت به رفتار و عملکرد بخشي از دوستان روزنامه نگار اصلاح طلب معترض بوده ام، به روزنامه نگاری حزبي ، به توجيه عملکرد دولت خاتمي به کم بها دادن به دفاع از آزادی مطبوعات بدون قيد و شرط، به عدم دفاع شان از روزنامه نگاران مستقل و غير دوم خردادی ، به تمرکز فعاليت هايشان در تهران و بي توجه بودن به شهرستانها و نقض حقوق صنفي روزنامه نگاران در روزنامه های اطلاح طلب و ..... همواره لبه ی تيز انتقادم را متوجه آنها مي کردم.

در اين باره انجمن صنفي روزنامه نگاران به عنوان تنها تشکل روزنامه نگاران نقشي عمده داشته است. اين انجمن از همان اول بر خلاف تمام انجمن های همدريف اش در جهان مسيری عکس پيمود. انجمن زماني به وجود آمد که سنديکای روزنامه نگاران با استفاده از پايش بعد از دوم خرداد در تلاش برای اعلام موجوديت مجدد بود. سنديکايي که يکي از قديمي ترين تشکلات صنفي ايران بود و برخي از رهبرانش با تجربه ای که پيش و در هنگام انقلاب و سالهای پس از آن کسب کرده بودند مي توانستند در آن مقطع کمک شاياني به مطبوعات کنند. اما متاسفانه بخشي از دوم خردادی ها با همان اعتقادات سالهای اول انقلاب، با همان نگاه پر کينه " مکتبي های خط امام" به تشکلات مستقل، نگذاشتند تا سنديکا دوباره احيا شود. نگاه ايدئولوژيک و ابزاری به تشکل صنقي (هر چند خصلت مشترک همه ی نيروهای سياسي ايران است و هنوز هم هست!) اما در ميان اين افراد که بخشي از قدرت را در دست گرفته بودند، تنگ نظری و وحشت هميشگي از پائين ، روابط گروهي و حزبي و بي تجربگي مانع جدی برای گسترش و رشد اين تشکل شد. در اين ميان سرخوردگي روزنامه نگاران به ويژه خيل جوانان روزنامه نگار که شاهد بي عملي و بي خاصيتي انجمن در دفاع از منافع صنفي خود بودند، سو استفاده های برخي از مديران اين تشکل با استفاده از نردبان انجمن صنفي در کسب امتيازات فردی و... آغازگر سير نزولي و بي اعتمادی و عدم مشارکت جدی در حيات انجمن شد که در دوره ای بسيار چشمگير بود.

بازهم مي توان ده ها سطر ديگر با نام و نشان و مثال مشخص از ضعف ها و کمداشت های انجمن صنفي آورد، من هميشه منتقد اين انجمن بوده ام و هنوز هم هستم اما و يک امای بزرگ :

انجمن با تلاش و کوشش بسياری از روزنامه نگاران اصلاح طلب و مستقل در سالهای اخير گام های مثبتي به سوی يک تشکلي واقعي برداشته است. هدف سرداران مطبوعات کينه پراکن و نفرت آفرين از شرکت در انتخابات از بين بردن اين تلاش است و جايگزين کردن اين تلاش و اين نهاد به تريبوني برای سرکوب و توجيه سرکوب مطبوعات در ايران.

مبارزه برای دمکراسي و آزادی بدون تقويت نهاد های مدني ناممکن است. با بدست دشمنان آزادی و آزادی بيان سپردن مديريت انجمن صنفي، اين انجمن فقط در خطر نابودی قرار نمي گيرد، که ارگاني به ارگان های سرکوب اضافه مي شود. برای روزنامه نگاران و برای مدافعان آزادی بيان در اين شرايط سکوت و عدم شرکت در انتخابات و رای ندادن، و بي طرفي امری خطر آفرين ست. از بين رفتن اين انجمن هر چه مي تواند باشد جز تلاش و مبارزه برای آزادی بيان در ايران.

من با دوستان روزنامه نگاری که مي گويند "اينها هم بهتر از آنها نيستند" اصلا موافق نيستم. با آنکه برخي از چهره های چون ربيعي مامور اطلاعاتي و از عاملان دستگيری اسانلو بودنشان در ليست توهين به همه روزنامه نگاران است. اما با خود روراست باشيم من از نهاد و نه افراد دفاع مي کنم. اين نهاد امروز بخشي از بهترين روزنامه نگاران ما را در خود جای داده است. با اتکا به همان پيش گفته ها باز هم ميان نهادی که مثلا وظيفه اش را به شايستگي انجام نمي دهد، با نهادی که شکنجه گران اوين و همکاران دستگاه های اطلاعاتي برای توجيه سرکوب آزادی مطبوعات در "بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه" هدايت اش را بر عهده مي گيرند. تفاوت ماهوی وجود دارد.

من اگر در ايران بودم، با همه انتقاداتي که به مديريت انجمن دارم امروز حتما عضوی از اين انجمن بودم و در انتخابات انجمن شرکت و برای حفظ دستاوردهای اين جند ساله رای مي دادم. ليست های چند گانه در برابر ليست منسجم "بخش رسانه ای جنايتکاران" نمي تواند اين مهم را به پيش برد. مديريت انجمن بايد با دعوت جوانان روزنامه نگار و تشکيل ليستي منتخب و مورد اعتماد به اين تشتت پايان دهد. فرصتي در پيش نيت و مسئوليت سنگيني بر دوش اين دوستان است. در اين شرايط برای دفاع از حقوق روزنامه نگاران و آنچه که از مطبوعات به جاب مانده است. در دفاع از نهاد های مدني و در مقابله با سرکوب حکومت نظاميان نبايد بي طرف بود. رای دادن به معنای سکوت نيست بايد انتقاد کرد و با صدای بلند هم انتقادات را گفت. اما با هر اختلاف و انتقادی انجمن صنفي روزنامه نگاران را بدست همکاران عاملان قتل شريف و مختاری و پوينده و دواني و زال زاده و زهرا کاظمي و ... نبايد داد.
Créer un lien