
روزگاری پاريس توسط حومه های سرخ در محاصره بود. تقريبا همه ی شهرداری های دورتا دور پاريس در دست حزب کمونيست و موتلف سوسياليست اش بودند. چپ از داشتن مديريت شهرداری اين حومه ها خشنود بود و به خود مي باليد. اين حومه ها بيشتر از هر کجای ديگر ماوای مهاجرين و خارجي ها بودند، در آنجا پذيرفته مي شدند و به آنها خانه های دولتي با کرايه ارزان داده مي شد، اما خود شهر به آرامي در باطلاق فقر فرو مي رفت. درآمد و بخش عمده بازساری و نوسازی شهر با پرداخت ماليات شهروندان است. سياست عمومي دولت اما شهرسازی برای "مهاجرين" نبود. برای شهروندان هم نبود، در اواخر دهه ٨٠ از دل دولت رفاه ديوی بيرون آمده بود! ليبراليسم نو پيش از اين طرح خود را داده بود : شهروند يعني پولدار! سياست اصلي را دولت به پيش مي برد تا پيش از به قدرت رسيدن چپ به ويژه کمونيست ها و شراکتشان در قدرت داشتن نقش اپوزيسيون خود از پاسخگويي عملي بي نيازشان مي کرد. آنزمان چپ ها هنوز قدرت را در عمل تجربه نکرده بودند و احزاب راست با نقد "کاپيتاليسم" و شعارهای عدالت طلبانه ی چپ، خلع سلاح بودند. اما چپ نمي دانست! در عصر بيدار شدن ديو دولت ها فقط نقش ژندارم را بايد بازی کنند! چه چپ و چه راست در نهايت بايد همان سياست "کاپيتاليسم واقعا موجود" را پيش برد.
باری هنوز هم تک و توک بخشي از اين شهرداری ها در دست چپ است. چپ يا راست از سي سال پيش به اين سوی آن حومه ها ی سرخ به گتوهای فقر و تبعيض تبديل شده اند. چندين دهه است که اکثريت سياستمداران از آنها جز در زمان انتخابات و برای رای جمع کردن حرفي به ميان نمي آورند. و بعد هم " وعده های انتخاباتي هيچ تعهدی جز برای کساني که آنها را باور مي کنند، نمي آورد!"
در همين روزهای شورش و اعتراض در اين حومه
DIV (Direction inter-ministérielle à la ville)* آمار سرشماری ساليانه تا سال ٢٠٠٢ را منتشر کرده است در آرشيو مي توان سالهای پيش را هم ديد در اين جنگل شماره و عدد همراه با سال ها ارقام بدبختي همسير صعودی پيدا مي کنند!
بگذاريد چند عدد را با هم در منطقه ای که آغازگر شورش بود، مرور کنيم همان منطقه کليشي Clichy در ۱٩٩٩ ساکنان اين منطقه ٢٩٩٥٥ که نسبت به ۱٩٩٠، جمعيت آن ٦ درصد کاهش يافته است. ٤۱ در صد جمعيت کمتر از ٢٠ سال دارند، نرخ بيکاری در اين منطقه ٢٧،٩ درضد است و در بين افراد ۱٥ تا ٢٤ به ٣٧،۱ درصد مي رسد. (در همان زمان به شکل ملي درصد بيکاری در فرانسه ٨،٦ در صد بوده است) ٤٠،٣ درصد جمعيت بالای ۱٥ سال دارای هيچ مدرک تحصيلي نيستند در ميان شاغلان ۱٧،٧ در صد با درآمدی زير حداقل دستمزد بسر مي برند. اين تمرين را در باره همه ی مناطق شهری حساس (Zone urbaine sensible -ZUS) مي توان انجام داد نتيجه همان اعداد و آمار است و با يک درصدی پائين و يا بالا ! اما آنچه که نخست وزير فرانسه هم پذيرفته درصد بيکاری با نرخ چندين برابر در اين مناطق نسبت به نرخ بيکاری در سطح ملي وجود دارد. البته با دستگيری های گسترده ( بيش از ٢٣٧٠ نفر از ٢٩ اکتبر تا ديروز –
ليبراسيون شنبه 11 نوامبر) و محکوم شدن های پي در پي در برابر دادگاه احتمالا نخست وزير و وزير داخله دولت امکان يافته اند بيکاری را کمتر کنند!
ادامه دارد