نيچک
يعني شکوفه

روزنامه‌نگار کیست؟ (٤)

کار روزنامه‌نگار
روزنامه نگار برای خود " کار" نمی‌کند. چگونگی حضور و کار او معیاری برای چگونه بودن جامعه است. حضور آزاد و انجام "کار" آزادنه‌ی او میزان سنجش آزادی و شفافیت در جامعه است. اگر «"سخن" گفتن در سه شکل اساسی آن یعنی بیان، اطلاعات، اعتقاد وجه تمایز اصلی انسان با دیگر جانداران است» *, آزادی بیان وجه تمایز اصلی جامعه آزاد با جامعه مستبد است. تنها "سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن" وجه تمایز انسان با دیگر "مخلوقات" نیست، چرا که بسیاری از جانداران نیز با هم سخن می گویند و اینگونه با رد و بدل کردن نوعی از اطلاعات با هم ارتباط برقرار می‌کنند. اما استفاده از بیان برای قانع کردن و موجه سخن گفتن همان استثنا انسان است. به همان اندازه که غیر قابل تصور است رژیمی اقتدارگرا بدون فریب القایی و تجاوز به جامعه بتواند افکار عمومی را قانع کند، جامعه آزاد نیز بدون آزادی بیان و اقناع موجه، غیر ممکن است. برای همین "کار" روزنامه نگار در مبارزه با فریب القایی و دروغ برخاسته از خصلت حرفه‌ی او و پایبندی اش به "حقیقت" است با "هر نتیجه ای که می‌تواند برای وی در پی داشته باشد." فریب القایی و پروپاگاند "به معنای ساختن تصویری از حقیقت است که حقیقت جلوه کند." ** بدون پایبندی به موارین حرفه‌ای و اخلاقی، نمی توان "تصویر دروغین" را از اصل حقیقت که وظیفه اصلی اطلاع رسانی است باز شناخت. در این باره باید تاکید کرد که دیوار چینی میان ارزش و ایده و عقاید بیان شده و روشی که برای دفاع از آنها برگزیده می شود، وجود ندارد. این دو از هم جدا ناپذیرند. به همان اندازه که نمی توان از ایده های دمکراتیک با ابزار غیر دمکراتیک دفاع کرد، نمی‌توان حقیقت را با دروغ و فریب القایی روشن کرد.

امروز و به ویژه در جوامع بسته دو مفهوم کارکرد و شخصیت روزنامه‌نگار چنان به هم گره خورده است که گاه از روزنامه نگار "شخصیت افسانه" ای ترسیم می‌شود. این تصویر سازی متاسفانه عملا کارکرد "عادی" روزنامه نگار را نیز تحریف کرده است. گویی روزنامه‌نگار " ایده آل" همان روزنامه‌نگاری نیست که برای کارش و انجام وظیفه‌اش باید "متعهد به حقیقت" باشد، از او پرچمدار نبرد برای آزادی و علیه استبداد ساخته می‌شود، از او می‌خواهند که نقش رهبری سیاسی را بازی کند، برایش " رسالت" و سیاست تعیین می‌کنند، از او می خواهند سهم بیشتری در پیشبرد اهداف این یا آن گروه برای کسب و یا حفظ "قدرت" بر عهده گیرد! این تصویر نه واقعی است و نه می تواند به گسترش آزادی مطبوعات کمک کند. مطبوعات آزاد بهترین حافظ آزادی مطبوعات هستند و مطبوعات آزاد را هم فقط روزنامه نگاران آزاد از هر گرایش به هر سو می توانند تضمین کنند. در آخر نیز روزنامه‌نگاری که به دام این تصویر سازی بیفتد نه راه رفتن سیاست‌مردان را یاد می‌گیرد و نه تعادل مواجه شدن روزنامه‌نگارانه به وقایع را! به همین دلیل دیر یا زود زمین می‌خورد! خطر فاسد شدن سیاسی روزنامه‌نگار از همکاری با فریب القایی حکومت کمتر نیست.

بحث‌برانگیز روزنامه نگاری سیاسی از آغاز قرن نوزده و با به وجود آمدن "روزنامه نگاری مدرن"*** تا امروز در همه مباحث جدی در باره روزنامه نگاری طرح بوده و هنوز هم پاسخی مشخص به معیار های تشخیص حدود کار" سیاسی " داده نشده است. آنچه که مشخص است اطلاع رسانی با پروپاگاند متفاوت است. روزنامه‌نگار با کار خود شناخته می‌شود. و فقط همین.

*- ** la parole manipulée -philippe Berton

*** برخی از صاحب نظران از جمله جرالدین موهالمن محقق و استاد مدارس روزنامه نگاری در فرانسه و امریکا، روزنامه نگاری مدرن را با آغاز توزیع گسترده روزنامه ها ی ارزن در سال های ١٨٣٠ در امریکا و ده ها سال بعد در اروپا می دانند. این نظر بر پایه پیشرفت تکنولوژی و امکان چاپ چنده هزارتایی با ماشین های جدید چاپ و از سوی دیگر خروج ازوضعیت توزیع محدود و ارزان شدن قیمت آن و در اصل در دسترس قرار گرفتن "توده ای " روزنامه بنا شده است. همین امر "روزنامه های مردمی ( به مفهموم عمومی و توده ای ) را باب کردند. در سال ١٨٣٠ در امریکا ٦٥ هقته نامه و به همین تعداد روزنامه نامه وجود داشت. دو رزونامه نیویورک سان و نیویورک هرالد نزدیک به ٤٠٠٠٠ تیراژ داشتند. این عمومیت یافتن نشر عملا مفاهیم اطلاع رسانی را دستخوش تغییرات جدی کرد . مفهوم مدرن اطلاعات و اطلاع رسانی با همین روزنامه های توده ای به وجود آمدند. در همین زمان است که روزنامه نگاری سیاسی و گزارشگری و موازین حاکم بر آن شکل می‌گیرد. تا پیش از آن در محیط خواننده محدود عملا گستره تاثیر روزنامه نگاری فراتر از خواص نمی رفت. در این زمان در ایالات متحده امریکا بیشتر نزدیک به ٨٦ درصد افراد جامعه با سواد بوده اند.
برای اطلاعات بیشتر به دو کتاب ارزشمند تاریخ روزنامه نکاری سیاسی(une histoire politique du journalisme) و از از روزنامه نگاری به دمکراسی(du journalisme en démocratie) نوشته جرالدین موهالمن Géraldine Muhlmann که به تفصیل در این باره توضیح داده شده است مراجعه کنید.